1394/2/17

امروز خیلی  سخت گذشت  تو  دلم یه غم بزرگه که وقتی صدای اون کسی رو که دوست داشتمو میشنوم دلم مثل پرتغال خونی میشه ولی میدونم یه رو آخر دنیا میرسه و بهش میرسم امروز نمی دونم چرا یه حالی دارم که هیچکس نمی تونه درک کنه راستش من آدم خیلی احساساتی هستم که زود دلم میشکنه زود میترسم از چیزی که آدما ازش نمی ترسن من میترسم و اونم عشقه عشق مثل فلج شدن میمونه که اگه فلج بشی تا آخر عمرت ناتوان میمونی من الان فلج شدمو نمی دونم چیکار کنم به درد ی مبتلا شدم که هیچ درمانی نداره ولی بازم امید دارم .

/ 3 نظر / 6 بازدید
رزیتا محمدی

من میدونم چی میگی دلم میخواد لجبازی کنم وخودمو به در ودیوار بکوبم تا اونی که از دست دادم بهم برگرده چون دلم براش تنگ میشه ودارم از درون میسوزم همه کارهاش جلوی چشامه صورتش لبخندش عصبانیتش کارهاش حرکاتش چیزایی که دوست داشت دستای همیشه سردش که تو زمستونا خشک وپوست پوست میشد میدونم قلب منم فلج شده ودیگه نمیتونه کسی رو دوست داشته باشه فقط اونو میخواد من وقتی خیلی ناراحتم به آهنگright nowاز وان دی گوش میکنم اگه باهام همدرد باشی توهم باهاش گریه میکنی

رزیتا محمدی

خوشگل عددش باید چند رقمی باشه؟اصلا چطور به ذهنت رسید که ملتو اینطوری سرکار بذاری؟[قهقهه] ولی خوشم اومد امیدوارم یکی بازش کنه یا دلت به رحم بیاد رمزشو بهم بگی[نگران]

وحید53

گاهی ویزگی هایی ادم داره که زندگی رو براش سخت می کنه